OS World Property - шаблон joomla Новости

 

پيشگفتار:

 

 در روزگار كنوني كه روزگار هواپيماهاي غول پيكر و قطارهاي تندرو و خودروهاي گوناگون سواري كوچك و بزرگ همگاني است، پيشه گردشگري در سنجش با روزگاران گذشته از پيشرفتهاي شگرفي برخوردار گرديده و درآمد اين پيشه در برخي از كشورهاي جهان از درآمد نفت هم كه امروزه يكي از كالاهاي راهبردي است، پيشي گرفته است. از اينرو پس از جنبش مشروطه خواهي در ميهن ما نيز كه مردم آگاهي هاي بيشتري به تاريخ و يادگارهاي كهن تاريخي و فرهنگي گذشته كشور پيدا كردند، رفته رفته پيشه گردشگري از جايگاه برجسته اي برخوردار گرديد و نگاه بيشتري به آن شد و سازمانهايي براي راهنمايي گردشگران درون مرزي و گردشگران بيگانه دركشور بنيانگذاري و آغاز بكاركرد. اما گستردگي كشور وكمبود كارشناس و بودجه بسنده براي گسترش كارهاي گردشگري، مايه آن گرديد كه اين پيشه تنها در شهرهاي بزرگ و شهرستانهايي كه زمينه بيشتري در كشش گردشگران در آنها فراهم بود گسترش پيدا كند، اما شهرستانها و بخشهاي ناشناخته ديگر كه آنها هم زمينه هاي تاريخي و فرهنگي برجسته اي براي بهره مندي از اين پيشه داشته اند از جاهاي ديگر جا بمانند و نتوانند از اين پديده سود آور چه از ديدگاه دارايي و چه از ديدگاه فرهنگي بهره برداري كنند. از اينرو كارهايي از اين دست كه امروزه از سوي برخي از جوانان و دانشجويان دانشگاههاي اين مرز و بوم درگوشه و كناركشورمان در اين راستا انجام مي گيرد، بسيارستودني است وكار فرهنگي آقاي مجتبی صلصالی حسین آبادی دانشجوی کارشناسی در رشته مديريت گردشگری از دانشگاه خمینی شهر اسپهان كه درباره شناساندن چهره گرشگري و فرهنگي بخشهاي كويري گركويه و رودشت و بن رود اسپهان انجام گرفته است، يكي از اينگونه كارهاي ارزشمند است كه جاي سپاسگزاري فراوان دارد.

 

 بخشها و روستاها و شهرهاي امروزي گركويه(جرقويه) و رودشت و بن رود و زيار براآن كه زمينه كار ارزشمند اين دانش پژوه گرامي است از بخشهاي كمتر شناخته شده تاريخي و فرهنگي از استان اسپهان است كه در نيمروز (جنوب)خاوري استان اسپهان جاي دارد و همانگونه كه بنده درنسك(كتاب)گركويه سرزميني ناشناخته بركران كوير به آن پرداخته ام، پيشينه تاريخي و فرهنگي اين سرزمينها دست كم به روزگار مادها بر ميگردد و درآن روزگار از بخشهاي آباد ايران بشمار مي رفته و داراي شهريگري برجسته اي بوده است. اما با گذشت روزگار و در پي تاخت و تاز بيگانگان به ايران و چيرگي بر اين سرزمين ها و همچنين خشكساليهاي پي درپي، رفته رفته اين بخشها روايي خود را از دست داده و به واپس ماندگي چند صدساله دچارگرديده و اندك اندك درتاريخ ايران هم  بدست فراموشي سپرده شده است. از اينرو با بودن كششهاي فراواني كه اين بخشها براي گسترش پيشه گردشگري و پيشرفت دراين زمينه دارد نياز بيشتري براي شناسايي و همچنين پديدآوردن زير ساختهاي بايسته براي گردشگري و رسيدگي به كارهاي اين بخشها از سوي كارگزاران استان دارد تا با گشوده شدن پاي گردشگران به اين سرزمين در راه پيشرفت گام گذارد.

 

 اينك براي آگاهي خوانندگان ارجمند به گوشه هايي از گيراييهاي تاريخي، فرهنگي و گردشگري اين بخشها نگاهي گذرا مي كنيم تا هم ميهنان ارجمند بيشتر با زمينه هاي گردشگري اين بخشها آشنايي پيدا كنند و گردشگري خود را از روستاي زيار دربخش براآن نيمروزي آغاز مي كنيم.

 

  زيار از يادگارهاي روزگارساساني است كه در آغاز وه اندلان نام داشته و در زمان پادشاهي زياريان نام آن به زيار دگرگوني پيداكرده است. امروزه تنها بازمانده تاريخي كه از شهر باستاني زيار برجاي مانده است تنها يك  ميل از روزگار سلجوقي است كه تا سالهاي پيرامون جنگ دوم جهاني ويرانه هايي از چندين كاروانسرا و بازار و مسجد در پيرامون آن برجاي بوده و با دارا بودن اين جايگاهها، يكي از ايستگاهاي باراندازي و پيام رساني راه پيشين اسپهان هرمز بوده است. پس از زيار به سوي گركويه مي رويم. كارنه(قارنه) نخستين آبادي سر راه ما به گركويه است. اين روستا از يادگارهاي روزگار اشكاني است و يك ساختمان سنگي در بالاي كوه در اين روستا كه دژكوه ناميده مي شود و همچنين بافت گذشته اين روستا از يادگارهاي اشكانيان در اين روستا بشمار مي رود. همچنين كمي پس از اين روستا چشمه اي با آب شيرين در درون دره اي روبروي روستاي رحمت آباد و در دامنه نيمروزي كوه كارنه از دل سنگها مي تراود كه يكي ديگر از جايگاههاي زيباي گردشگري است.يكي ديگر از چشمه هاي زيبا و ديدني كوه كلاه قاضي چشمه تخت سمنبر است كه در نيمروز اين رشته كوه و در نزديكي كلاه بزرگ جاي دارد. پس از كارنه به ديگر شهرها و روستاهاي گركويه مي رويم و بازمانده هاي تاريخي و فرهنگي و گردشگري آنجاها را بررسي مي كنيم .چكيده برخي ازيادگارهاي تاريخي وگردشگري گركويه بشمار زيراست:

 

-چشمه، شاه چشمه در روستاي سيان: كه در هر سال در شصت و ششم نوروز جشن آبريزگان كه يادگار روزگار كواد(قباد) پادشاه ساساني است درآنجا برگزار مي گردد. اين آيين پيش از آن در چشمه آذرخواران در كنارآتشگاه آذرخورا يا آذربرزين در روستاي آذرخواران گركويه هم برگزار مي گرديد كه امروزه چشمه آن خشك گرديده است. و از آتشكده آذربرزين هم تنها پايه هاي فروريخته اش در بالاي كوه شاهمراد بگونه تپه اي از خاك برجاي مانده است.

 

- باغ مير و مسجد ميرپنج در محمدآباد گركويه هم از يادگارهاي زمان قاجاراست كه به همراه يك دژ تاريخي بنام دژ تازه كه از روزگار زنديه برجاي مانده است از جايگاههاي ديدني گركويه بشمارمي رود.

 

- درروستاي حسين آباد هم دژي تاريخي كه يادگار روزگار سلجوقي و كوچندگان سيستاني درآن زمان به اين روستا است و چندين خانه تاريخي از روزگار زنديه و قاجار به همراه پيشه گيوه بافي از كششهاي گردشگري اين روستا بشمار مي رود.

 

-كمي آنسوتر در شهر نيك آباد كه در گويش بومي ينگهووا ناميده مي شود و اين واژه در پارسي باستان به چم آبادي نو مي باشد، دژي تاريخي بنام دژ تازه از روزگار زنديه و بازمانده هايي از ارگ شهرتاريخي دشت جهان كه يادگار روزگار ساساني است و در زمين لرزه سال........ همراه با ويران شدن شهر باستاني بادگرد كه در شش كيلومتري خاور نيك آباد امروزي جاي داشته است ويران گرديده و همچنين پيشه قاليبافي دستي از گيرايي هاي گردشگري اين شهر بشمار مي رود.

 

- پيشه قاليبافي دستي همچنين در روستاي تاريخي گيوان (نصرآبادامروز) كه يادگار روزگار گيو و گودرز اشكاني است و دژي به همين نام هم در اين روستا از آن روزگار به يادگارمانده است، بيشتر از ديگر جاهاي گركويه و در ميان دامداران كوچرو روايي دارد. اين دامداران كوچرو كه از تيره هاي پارسي زبان در استان پارس بوده اند و امروزه از سوي ناآگاهان به ناروا به عربها نام آورند، در جابجايي هاي روزگار زنديه از دشت پاسارگاد پارس به گركويه كوچانده شده و در روستاي گيوان نشيمن كرده اند. پيكان يكي ديگر روستاهاي گركويه است كه در روزگار باستان به انگيزه آنكه درآنجا تير وكمان مي ساختند، به پيكان نام آورگرديده و در روزگارگذشته از پايگاههاي ساخت تير و كمان و آسيابهاي آبي و گاوي بشمار مي رفته و تا به امروز هم كويي كه درآنجا آسياب مي ساختند كوي چرخوا ناميده مي شود. گيوه پيكاني يكي ديگر ازهنرهاي دستي درپيكان است كه درگذشته در كشورهاي نيمروزي درياي پارس هم خريداران فراوان داشته است. يكي از كششهاي گردشگري پيكان، چشمه زيباي محمد نوجوان در نيمروز روستاي پيكان است كه در دامنه كوه محمد نوجوان از دل كوه مي تراود.گذشته از اين چشمه در دامنه نيمروزي اين رشته كوه يك اشكفت(غار) تاريخي نيز هست كه مردم گركويه از ديرباز آنرا اشكفت فريدون مي گويند و براين باورند كه فريدون پادشاه ايران، زماني را از ستم آژيدهاك تازي در روزگار نوجواني در اين اشكفت پنهان بوده است.

 

- پس از پيكان به دستگرد و حسن آباد مي رويم. دستگرد در روزگاركهن از شهرهاي پرروايي گركويه بشمار مي رفته و پادگان دژكوه آن كه امروزه بازمانده هاي آن در بالاي كوه دژكوه بازمانده است، پادگان مرزداري ماد و پارس بوده و يك آتشكده ساساني هم دركنار چشمه دستگرد از جايگاههاي زيباي گردشگري اين روستا بشمار مي رود. يك مسجد زيبا از روزگار سلجوقيان كه در گذشته در كنار آن بازارهايي هم بنام زين سازان، روغنكشان و سوزنگرها بوده است، ازديگر جاهاي ديدني اين روستا است. ازهنرهاي دستي شهر حسن آباد و روستاي دستگرد درروزگار گذشته گليم، چادرشب، جاجيم، كرباس و پارچه كالا و جوال و خورجين و همچنين قاليبافي بوده است، كه امروزه هم كم و بيش اين هنرها از روايي برخوردار مي باشد. گذشته از اينها تالاب گاوخاني و ويرانه هاي شهر باستاني گابت(سرا) كه در زير تپه ماسه هاي سرا آرميده است ازجايگاههاي گيراي گردشگري در حسن آباد و دستگرد از همه برجسته تر است .

 

- از گركويه به رودشت خاوري مي رويم و شهر ورزنه باستاني نخستين گردشگاهي است كه از ويژگيهاي برجسته اي چون تپه ماسه هاي سرا و تالاب گاوخاني و مسجد آدينه تيموري و پل صفوي بر روي زاينده رود و همچنين پوشيدن چادر سپيد از سوي زنان اين شهر از برجستگي بالايي برخوردار مي باشد.

 

- گورتان يكي ديگر از شهرهاي باستاني رودشت خاوري در روزگارساسانيان بوده و از يادگارهاي باستاني آن كه امروزه در اين روستا به يادگار مانده يك ارگ تاريخي است كه دست كمي از ارگ بم دركرمان ندارد. شهر امروزي اژيه هم كه درگويش بومي به ژي نام آور است و اين نام هم برگرفته از نشانه هاي كرانه هاي درياي باستاني ايران است كه در نيمروز اژيه برجاي مانده است گرفته شده با دارا بودن چندين كبوترخانه تاريخي و زيبا از جايگاههاي ديدني و گردشگري رودشت است. پس از سيري بر روستاي قهي پايگاه باستاني سفالگري، گشت و گذار ما در خاور استان اسپهان با ديدار از شهر باستاني برسيان به پايان مي رسد. برسيان از شهرهاي باستاني براآن و بارانداز كاروانيان اسپهان به يزد بوده و ميل و مسجد آدينه سلجوقي و كاروانسراي شاه عباسي صفوي در اين روستا از يادگارهاي تاريخي آن بشمار مي رود.

 

 گذري هم داريم درباره گويش مردم بخشهايي كه در اين گفتار از آنها سخن به ميان آمد. گويش مردم اين بخشها از گويشهاي مياني ايران بشمار مي رود كه اين گويشها بازمانده زبانهاي پارسي باستان، پهلوي، سکايي، پارسيک و سغدي است و هر چند که با گذشت روزگاران تا اندازه اي واژه هاي بيگانه درآنها رخنه کرده است، اما تا به امروز هم بيشتر در پيرامون کوير مياني ايران بدان سخن گفته مي شود. اين گويشها درميان زبانهايي که از آنها نام برده شد بيشتر از زبان پهلوي مايه گرفته و در برخي از ديوانهاي سرايندگان گذشته مانند: باباطاهر همداني، مهان کشفي، فايز دشتستاني، درويش عباس گزي و همچنين در نسکهايي (كتابهايي) چون: گويش گرينکان نوشته: يحيا ذکا-گويش تاتي و هرزندي نوشته: عبدالعلي کارنگ، از آنها سخن به ميان آمده است. ازسوي ديگر، نسکهايی(كتابهايي) مانند: واژه نامه راجي نوشته: حسين صفري دليجاني- واژه نامه بهدينان يزد نوشته: دکترکتايون مزداپور-گویش کلیمیان اصفهان نوشته: دکتر ایران کلباسی و گرکويه سرزميني ناشناخته برکران کوير، نگارش نگارنده اين گفتار، واپسين کارهايي است که در زمينه اين گويشها انجام گرفته است. به نوشته ابوريحان بيروني، پهله به شهرهاي باختری و ايران مياني گفته مي شده و چنين مي نمايد که پهله همان شهرهايي است که در روزگار باستان پيرو سرزمين ماد بوده است زیرا تا به امروز هم مردم اين شهرها به گويشهايي سخن مي گويند که دنباله پارسي باستان و پارسي ميانه است و زبان شناسان آنها را دنباله زبان پهلوي می دانند. به نوشته استاد دکتر محمد قائمي پيکاني،گويشهاي گرکويه اي، نتنزي، ميمه اي، جوشگاني، گلپايگاني، خوانساري، نيمروزکاشان، بادرود، کشه اي، ترغي، دزفره اي، سده اي، گزي، خورزوکي، کمشچه اي، سگزي، اردستاني، آشتياني، ميان ساوه و همدان، محلاتي، سيوندي، ناييني، انارکي، زرتشتيان يزد و کرمان، تاکستاني و پيرامون آن، سمناني، سنگسري، شهميرزادي، لاسگردي، سرخه اي، خوري، خلخالي و هرزندي در آذربايگان و گرينکان، همگی در يک گروه زباني جاي دارند و از يادگارهاي زبان پهلوي بشمارمي روند. اين راه هم بيفزايم كه اين گويشها سرشار از واژه ها و كارواژه هايي است كه از زبانهاي پارسي باستان و پهلوي به آنها رسيده و از همينروي سرچشمه هايي با ارزش براي پژوهشگراني است كه دركار پالايش زبان پارسي از واژه هاي بيگانه سرگرم هستند و بنده تاكنون با نوشتن نامه هايي به فرهنگستان زبان و ادب پارسي اين زمينه را به آنها نيز يادآوري كرده ام كه تا دير نشده و اين گويشها از روايي برخوردار است بيشترين بهره را از آنها برگيرند كه فردا دير خواهد بود. تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد.

 

در پايان ضمن دعوت شما دوستان و دانش پژوهان به مطالعه موردي بر جاذبه هاي گردشگري منطقه، همراه با  سپاسگزاري از اين پژوهشگر ارجمند، جا دارد كه از دست اندركاران سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اسپهان هم بخواهيم با پديدآوردن نهادها و پايگاه هاي گردشگري و نگاه ويژه به اين بخش كويري، تلاش نمايند تا بدينسان با روايي يافتن پيشه گردشگري، اين گوشه از استان اسپهان را هم در راه پيشرفت بيشتر ياري نمايند.

 

                                                                                                                خردادماه 1391   

 

  علي شفيعي نيك آبادي