OS World Property - шаблон joomla Новости

مقدمه:

نقش و اهميت صنايع دستي بعنوان هنري مقدس ، صنعتي مستقل ، بومي و اصيل با جنبه هاي قوي كاربردي از جهات هنري ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و حتي سياسي بر همگان و به ويژه دانشجويان عزيز آشكار است. امروز علي رغم صحبت هايي مبني بر راه اندازي خانه هاي ترويج صنايع دستي و ساير شعار هاي از اين دست، مشاهده ميكنيم كه هنرهای سنتی و صنایع دستی روستاها در حال فراموشی و نابودي است. در گذشته های نه چندان دور، وقتی از کوچه های تنگ و باریک روستا و از كنار خانه های کاه گلی گذر می کردی، صدای همخوانی و نواهای خاص هنر هاي يدي، با شور و نشاطی خاص، به گوش می رسید. ولی امروز با ایجاد صنايع نوين ، ازطرفي بي مهري مسئولان و ساير مشكلات، بازار گرم اين صنايع ديرينه به سردی و حتی فراموشی گراییده است. اين اوضاع، بسیاری از هنرمندان را ، با وجود تجارب ارزنده و مفید به اين نقطه رسانيده كه دیگر میلی به تولید صنایع دستی سنتی ندارند. نكته مهم و شايان توجه آن است كه حتي اگر همه تأثيرات مثبت اقتصادي صنايع دستي را به كناري بگذاريم، ‌اين هنر ملي ايران بواسطه بازتاب ذوق سرشار، انديشه خلاق و   هنرمندان پرمايه ولي بي ادعا بايد بصورت جدي و برنامه ريزي شده مورد حمايت قرار گيرد.

صنايع دستي خاصه مردمان منطقه:

تا چندي پيش اين صنايع از رونق خاصي در منطقه شرق و جنوب شرق اصفهان برخودار بوده: زیلوبافی، خورجین بافی، حاجیم بافی، سفره بافی، شال بافی، چادر شب بافی، اوله بافی(پارچه ای برای بقچة عروس) ، دستمال بافی، عبا بافی، گیوه بافی، قالی بافی، گليم بافي، گاله کوبافي(بافته ای شبیه خورجین که از آن بیشتر در مزارع برای حمل محصولات استفاده می‏شود) و جاروبندی.

تبحر مردمان منطقه، در هر نمونه از صنايع نام برده، مثال زدنيست، اما بي انصافي است اگر از چيره دستي مردمان منطقه در آماده سازي گيوه سخني به ميان نياوريم. هنري كه به نظر نويسنده هنوز هم زنده است و داراي شهرت جهاني.
امروزه تنها می توان قالی بافی، خورجین بافی (ماشینی و دستی)، سفره بافي، گليم بافي، چادر بافي، عبا بافي، گیوه بافی و تخت كشي (گيوه) وجارو بندی را مشاهده نمود. اما متأسفانه شاهد کاهش چشم گیر این هنرها در این منطقه می‏باشیم، به طوری که پس از قالي بافي كه اكثريت در ساير نقاط بدان مشغولند، در منطقه جرقويه عليا تنها یک نفر به بافتن سفره، اوله و دستمال اشتغال دارد، معدود گاركاه هاي خورجين بافي و جارو بندي هم نيمه فعال هستند.در منطقه جرقويه سفلي قريب به 20 كارگاه تخت كشي و گيوه بافي فعال هستند.در منطقه بن رود و جلگه پارچه بافي (چادر شب) و سفره بافي، عده اي هم به گيوه چيني و عبا بافي مشغولند. و ساير هنر ها به نوعي كنار رفته اند.

شايد بتوان دلیل اصلي دور شدن جامعه روستایی از صنایع دستی را بازار کساد آن و بی توجهی مسئولان امر به هنرهای سنتی دانست، اما نبايد از ساير مسائل هرچند انها هم همت مسئولين را طلب مي كند، غافل بود. در گذر از اين مشاغل سنتي امروز شاهد آنيم كه هنرمندان خصوصا قالي بافان و گيوه چينان هنر خود را مفت، عرضه بر دلالاني نموده اند كه هنر آنان را، به قيمت گزافي در خارج از كشور خصوصا كشور هاي عربي به فروش ميرسانند. حال سوال اينجاست، چرا دانسته چنين ميكنيم؟ مقصر كيست؟ چه كسي بايد به اين اوضاع سامان بخشد؟

سالهاست به معناي درست كلمه گارگاهي وجود ندارد، صاحبان مشاغل همه پير و شكسته شده اند، اما هنوز هيچ حمايت مادي و معنوي به آنها نرسيده.كسي به فكر آموزش و سازماندهي جوانان بي كاري كه روز به روز بعلت خشكسالي به تعداد آنها افزوده ميگردد، نيست.

بنده (نويسنده) شخصا در چند سال اخير بسيار  پي گير اين مسئله بودم، علي رغم رغبت اوليه معاونت صنايع دستي اصفهان، در عمل چيزي عاييد دوستان هنر مند نشد. ابتدا حضور مسئولان براي بازديد از گاركاه ها را شامل مي شد و سپس تشكيل تعاوني و ساير اقدامات نظير: آموزش نيروي جوان. اما عدم انگيزه كافي در سازمان و هم چنين پر مشغله بودن دوستان در معاونت صنايع دستي باعث شد، اين امر مكرر به آينده سپرده شود. و شايد تنها نقطه قوت فرصتيست كه به نويسنده براي نمايشگاه تهران در سال 91 داده شده تا بلكه بتواند، گامي بلند در مسير ارتقا هنر اين خطه بردارد. (صلصالي، 1390)